هر چی تو دلته آخر این جمله بنویس :
زندگی زیباتر بود , اگر . . .
هر چی تو دلته آخر این جمله بنویس :
زندگی زیباتر بود , اگر . . .
زندگی کوتاهتر از آنست که به خصومت بگذرد و قلبها گرامی تر از آنند که بشکنند
آنچه از روزگار بدست می آید به خنده نمی ماند و آنچه از دست برود با گریه جبران نمی شود
"فردا خورشید طلوع خواهد کرد "
...حتی اگر ما نباشیم...
![]()
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان
** عید سعید فطر مبارک **
البته پیشاپیش!
واسه ما هم دعا کنین..........![]()
خوشا آنانکه در بهشت فردوس شادانند و نازانند و در روضه رضا نشسته و خلعت رفعت پوشیده و بساط نشاط گسترده و به پروردگارشان نظر می کنند .
خوشا آنانکه دربهشت برین با حوران سیاه چشم و قسیم ، سیمین تن ، در هفتاد لباس آراسته و پیراسته ، خود را بر آنان بنمایند که غمزه و عشوه گری کنند .
خوشا آنانکه در بهشت جاویدان ، ساقیان جام ها و قدح های مُرصّع و زرین ، پر از ماء المعین و شراب انگبین ، بی کدر و بی سکر وعسل مُصفّی و شیر بیضاء را بر آنان عرضه کنند تا که دلبری کنند .
خوشا آنانکه در بهشت عدن ، زیر درختان میوه دار با شکوفه های بهاری در کنار نهرهای سلسبیل و زنجبیل سرمست و شادانند .
"عشق زندگیست... عشق دوست داشتن است ... عشق تویی ... عشق منم ... عشق خداست!"
آفریدگار ماه و ستاره ... گل و بلبل ... آدم و حوا ... زمین و زمان ... همه چیز جفت جفت! او کیست؟!....
..... بلی! او خداوند قادر متعال است.
اول خدا بود ... جهان را آفرید ... کهکشان را آفرید ... سیارات را آفرید .... زمین را آفرید .... روی زمین همه چیز!
آدم و حوا را آفرید ... هابیل و قابیل ... عیسی و موسی .... محمد مصطفی(ص) .... پیامبران ... مردم عادی ... و غیره و غیره!
همه رفتند ... تنها یک نفر هنوز هم هست!
بوده ... هست ... و ... خواهد بود!
او کیست؟!..........
........... بلی! او الله تعالی است.
او همیشه بود ... همیشه هست و ... همیشه خواهد بود.
پس درآخر هم خداست.
"اول و آخر هر چیز خداست. "
آن روز که زندگی را در ورای علم دیدم روزی بود که از زندگی جدیدی متولد شدم ...
آن روز خود را در بند علم و دین یافتم!
آن روز ...
روز شروع زندگی بود.
این پست رو اگه وقت دارین حتما بخونین شاید متحول شین مث خودم!
گرفتار عشق شدن ، همان عاشق شدن است؟! چرا می گویند انسان بدون عشق مثل جنگل بی درخت است؟ چون ماهیت جنگل ، به درختان بلند و سر به فلک کشیده اش است ، آیا بدون این درختان باز هم کسی جنگل صدایش می کند؟!
انسان هم همین طور است ، وقتی عشقش را ، ماهیتش را از او بگیری ، معنی اش را از دست می دهد ، شعر می شود نه غزل ، نه قصیده ، نه مثنوی! شعری بر پایه بی وزنی ، شعری بی ردیف ، بی قافیه . شعری که شعر نیست ، نثری است برای آنهایی که نمی توانند شعر بنویسند . نثری که شعرش را رنگ می زنند ، رنگ سپید! ولی ... رنگ ندارد! شعر نیست که رنگ داشته باشد ... انسانی است بی رنگ از پس شعرهای بی وزن و نثرهایی که از همه جا به ذهنش می رسند!
عشق خاکی همین است! زود می آید ، بی صدا می آید ، در یک نگاه بی نگاه می آید ، بدون آنکه بفهمی می آید ، ناخواسته می آید ، راهش نمی دهی ، در را می بندی ، از پنجره می آید!
از خودت می پرسی از کجا آمده؟ به کجا خواهد رفت؟ چه بر سرم خواهد آورد؟ کجایش را خودت می دانی! از آنجایی که نگاهت به یکی از هزاران نگاه گره خورد! به کجا خواهد رفت ، به خودت بستگی دارد . مثل همه کارهای روزگارت که به خودت بستگی دارد! اگر به مغزت برود ، می توانی کنترلش کنی ، مدیریتش کنی . اما اگر به قلبت برود ، خانمان ات را برمی اندازد! بازیچه اش می شوی!
چون از خاک برمی آید ، در خاک ریشه می کند . پرواز یادت نمی دهد! رسم پرواز را هم فراموش می کنی! بالهایت را قیچی می کند و این برای تو یعنی نابودی ، یعنی زمینی بودن ، یعنی شعر بی وزن و بی رنگ ، یعنی جنگل بی درخت ، یعنی ...
ولی تو ای آسمانی! عشقت را ارزان نفروش! معشوق آسمانی ات را با هیچ معشوقی عوض نکن! همین بس که برای دیدنش باید سرت را به سوی آسمان بگیری ، پس سرت را بالا بگیر! معشوقت از همه بالاتر است . از همه دست نیافتنی تر ، از همه دوست داشتنی تر ، از همه مهربان تر .
"سرمشق های آب بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم ها یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
اما خدای مهربان را یادمان رفت"
آسمانی بودن و عاشق خدا بودن چقدر قشنگ است . دنیا ، زندگی و عشقت راقشنگ می کند . نوشته ات را قشنگ می کند . شعرت را قشنگ می کند!
چقدر زیباست فقط برای خدا بنویسی و تنهایی خود را فقط با او تقسیم کنی ... چه کسی بهتر از او؟ کسی که اشتباهاتت را می بخشد و چیزی از دوست داشتنش نسبت به تو کم نمی شود . هر چه بخواهی به تو می بخشد ، بی ریا ، با مهربانی! کاری که هیچ معشوقی از عهده آن بر نمی آید!
"ابو علی سینا"
منبع : هفته نامه آدینه
adineweekly@gmail.com
تحقیر را باور نکن.
بر روی بام زندگی هر چیز می خواهی بکش،زشت و زیبایش پای توست ...
تقدیر را باور نکن.
تصویر اگر زیبا نبود،نقاش خوبی نیستی از نو دوباره رسم کن ...
تصویر را باور نکن.
خالق تو را شاد آفرید،آزاد آزاد آفرید،پرواز کن تا آرزو ...
زنجیر را باور نکن.
آن حس زیبایی است که در تاریکی صحرا ،
زمانی که هراس مرگ می دزد دسکوتت را ،
یکی مثل نسیم دشت میگوید : کنارت هستم ای تنها ...
ایستگاه ترانزیت
خورشید را بنگر
او هر روز با طلوعش تو را به نور و روشنایی فرامی خواند
او از تو می خواهد از هر چه غیر نور و روشنایی است گریزان باشی
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
جویبار را بنگر
او که در تلالو خورشید چون آبگینه می درخشد
او تو را به جاری بودن و جاری ساختن فرا می خواند
از تو می خواهد هرگز سکون پیشه نکنی
او از تو تکاپو و حرکت رو به جلو را می طلبد
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
ماه زیبا را بنگر
او تو را به ضیافت خود و ستارگان دعوت می کند
او از تو می خواهد عشق پیشه کنی
عاشق باشی و دیگران را نیز به عشق دعوت کنی
او تو را به شادی و بودن دعوت می کند
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
دریا را بنگر
او با تمام ابهتش تو را به آرامش فرامی خواند
با امواجش با تو حرف می زند:
این چنین سهمگین ببین
در دل من دنیای بی کران از آرامش نهفته که تو را بدان جا فرامی خوانم.
نمی خواهی دعوتش را بپذیری؟
درختان و طبیعت را بنگر
آنها تو را به مبارزه فرامی خوانند
گاهی سبز سبز،گاهی خشک و پژمرده
اما واقعیت این است که همگی گذراست
آنها که در هنگام سرسبزی به خود غره نمی شوند
و به هنگام خشکی مایوس و ناامید
چون می دانند زندگی تلفیقی از هر دوی آنهاست
آنها تو را به مبارزه ی امان با مشکلات و زیروبم های زندگی فرامی خوانند
نمی خواهی دعوتشان را بپذیری؟
اگر بخواهی درس بودن و زیستن را یاد بگیری،همه وقت و همه جا در دسترس توست،کافی است اراده کنی و بخواهی.
green3sh@yahoo.comسعید بورنجان شیرازی
زندگی حرکت است و صعود.
زندگی تسلیم است و ایثار.
کارهایی درست و در زمانی مناسب،
شهامت آغاز،آگاهی و ایمان به قداست ثانیه ها،
تنها چیزی است که به آن نیازمندی.
آن گاه نو خواهی شد،
که کهنه را سراسر رها کنی،
نباید در همانی که بوده ای،بمانی،
همیشه راه دیگری به سوی آگاهی پیش روی توست.
بروی،ببال و دگرگون شو.
نیرویی که بدان نیازمندی از ژرفا به سطح می جوشد،
به خود آگاهی می پیوندد و دیگر گونه ات می کند.
تازگی را بجوی.
به توانایی هایت تکیه کن.
بی پروایی خود را نشان بده.
دگرسانی را بپذیر.
حق خود را باور بدار،
تا از آن تو گردد.
خب دیگه بچه ها این آخرین پستیه که فعلا یعنی تا بعد کنکور تو این وبلاگ نوشته میشه... تا بعد امتحانات مدارس و غول کنکور از همتون خداحافظی میکنم....
امیدوارم همتون تو تموم مراحل چه درس و چه زندگی موفق شین.
خب دیگه فعلا
خداحافظ همگی.